Wednesday, February 21, 2007

یادته اون روز که من می خواستم اسپرسو بخورم تو گفتی خیلی تلخه،کاش می دونستم تلختر از همه اسپرسوهای دنیا خداحافظی اون روزمونه
تمام عاشقانه هام تو یه شب بارونی تابستون اشک شد، تمام شبانه هام خواب نیم بندی شد برای تجدید قوا تا فرداش بتونم برم سر کار. اون شب چشمه اشکم خشکید اما هر چیزی حدی داره.امشب پیاز بهونه خوبیه برای توجیه خیسی چشم.بچه ها شام همه مهمون منین هنوز تصمیم نگرفتم واسه شام چی درست کنم ولی هر چی باشه پیاز رنده شده یه پای ثابتشه
...

5 Comments:

At 8:32 AM, Anonymous Anonymous said...

baradar sakht tar az akharin khodahafezi avalin salame ke bazi vaghta hata goftam nemishe.

 
At 5:00 PM, Anonymous Anonymous said...

چقدر این ترکیب شب بارونی تابستونی ناب و زیباست. چه پست بی نقابی نوشتی

 
At 3:26 AM, Anonymous Anonymous said...

تلختراز همه اینا به دورازپایتخت زیستن ونچشیدن چیزای تلخی مثل اسپرسوی شماست تا این چیزا برات یه مرجع باشه.قسمت پیازبرام قابل فهمه،ولی اسپرسو یه جورایی دور از ذهنمه.می فهمی که!؟

 
At 2:10 PM, Anonymous Anonymous said...

تا حالا تربچه اشکتو در آورده؟

 
At 4:15 AM, Anonymous Anonymous said...

سال نو شد
خواهش داریم یک پست جدید مرحمت کنید

 

Post a Comment

<< Home