پنج تایی هشتم دی ماه
یک: هنوز تو کف لباس زوروام
دو: بعضی وقتها روح مورچه هایی که تو بچگیم با ذره بین سوزوندمشون تو خوابم رژه می رن
سه: وقتی می خوام بنویسم خانواده باید مواظب باشم که ننویسم خوانواده
چهار: اولین باری که عاشق... این یکی خصوصیه راه نداره بگم بهتون
پنج: می دونین ترسناکترین اتفاق واسه من چیه؟ فرض کن تو نزدیکای بالاترین نقطه یه تپه که خالی از درخته باشی یهو یه هلی کوپتر از روبه روت بیاد بالا
دوستهای زیادی ندارم اونایی که می خواستم هم بازیم باشن هیچ کدوم وبلاگ ندارن اوناییم که دارن همه دعوت شدن
خاطرات برفی
امروز در حالی که هوا به شدت می بارید سوار تاکسی شدم خیابونی که ازش می گذشتیم خلوت بود و سربالایی هم نبود. وقتی می خواستم پیاده شم رااننده بقیه پولم رو پس نداد منم که به علت بارش برف و تعطیلی فردا ذوق مرگ بودم و اعصاب بحث کردن داشتم اعتراض کردم راننده بهم گفت که چون هوا برفیه بیشتر گرفته منم بهش گفتم مرتیکه مگه تو روز آفتابیش تخفیف می دی که روز برفی بیشتر می خوایی خلاصه نیم ساعت بعدش دوباره سوار تاکسی شدم این بار از میدون توپخونه تا میدون حر دقیقا یک ساعت و بیست دقیقه تو تاکسی بودم خیلی با حال بود رادیو پیام داشت اخبار ترافیک پخش می کرد مجریه گفت در خیابان امام خمینی مسیر شرق به غرب از میدان حسن آباد تا یه جایی که اسمش الان یادم نمی آد وضع ترافیک سوپراسفناکه. اون لحظه من دقیقا تو میدون حسن آباد بودم خیلی حال داد این که تو سرچشمه یه موضوعی باشی که تو رادیو گفته میشه.اون لحظه من وآدمای توی اون ماشین به جرات امیدوارترین آدمای روی زمین بودیم
خلاصه بعد از یک ساعت و بیست دقیقه می خواستم پیاده شم ولی راننده پولی ازم نگرفت و گفت به خاطر این این که داشتین آدم برفی می شدین سوارتون کردم باحالتر این بود که بهش ارد هم می دادیم که مثلا ضبطتو روشن کن یا شیشه ات رو بده بالا و... خیلی حال کردم با این حرکت ارزشیش، خدا امواتشو بیامرزه
امروز اولین برف عمومی تهران به مدت 4-3 ساعت بارید تنها نتیجه این برف ترافیک و تصادفهای وحشتناک بود. چیزی که این وسط واسه من روشن شد این بود که تو مملکتی که یه برف 3 ساعته فلجش می کنه صحبت از ستاد بحران زلزله حرف مفته. خدا به حق پنج تن به دادمون برسه
تهران این روزها حال و هوای مزخرفی داره. تنها چیزی که قبلترها بین آدمها تبعیض قایل نمی شد آب وهوا بود ولی امسال(حد اقل تا حالا) برف فقط مردم بالاتر از ونک رو لایق دونسته. از اون طرف موعد انتخابات رسیده و در و دیوار شهر پر شده از زرهای مفت که بهشون عکسهایی که ژستهاشون آدم رو یاد پورن استارهای دهه هفتاد آمریکا می اندازن ضمیمه شده. به قول هومن خلاصه زکی