Wednesday, December 17, 2008

Hello is it me you are hating of?

Saturday, September 20, 2008

New useful idea

چقدر خوب بود اگر در نقشه های چاپ شده به جای مسجدها محل استقرار سگهای ارشاد مشخص می شد

Women or motorbike& truck

چگونه میتوان یک پیاده رو را به چند قسمت مساوی تقسیم کرد؟
به تعداد تقسیمات مورد نیاز منهای یک خانم با توانایی در حد شناسایی سبزی گندیده از سبزی سالم را وارد پیاده رو کنید و به آنها جهتی برای حرکت نشان دهید پس از طی 1.5 متر نتیجه را ببینید.
چگونه میتوان یک خیابان را به چند قسمت مساوی تقسیم کرد؟
راه حل مساله قبلی را با جایگزینی موتور سیکلت به جای خانمها به کار ببرید در صورتی که نیاز به جداکننده های پهنتر داشتید می توانید از وانت نیسان به جای موتورسیکلت استفاده کنید

Friday, February 15, 2008

ریشه مشکلات

یه ضرب المثل بلغاری هست که می گه : برادر، اگه نتونستی یه مشکلی رو با پول حل کنی با یه عالم پول حلش کن
نقل از فیلم گربه سیاه گربه سفید

Thursday, June 07, 2007

خلاصه مقاله

:طبق تحقیقات به عمل آمده دانشجویان به سه دسته کلی تقسیم بندی می شوند
دسته سوم دانشجویان عادی

این دسته از دانشجویان رسالت اصلی دانشگاه که همانا تحصیل علم می باشد را به خوبی درک کرده اند این افراد برای گذراندن وقت خود قادر به انجام کارهای محدودی می باشند، بازه فعالیت این انسانها از درس خواندن در خوابگاه یا خانه تا حضور به موقع و مستمر در کلاسهای درس دانشگاه متغیر است ویژگی بارز این رسته ثابت قدمی در تصمیمات واراده بالا برای انجام کلیه امور می باشد .از اهم تفریحات این قشر می توان به حضور در کلاسهای درس خارج از تعرفه درسی به صورت مستمع آزاد نام برد. این گروه معمولا برای انتخاب فیلم برای شناخت پیشینه بازیگر اهمیت خاصی قایلند بازیگران زن خارجی مورد علاقه این دسته عبارتند از شارون استون در بین اسلاف و مونیکا بلوچی در قرون وسطی و آنجلینا جولی در دوران مدرن
آهنگهای مورد توجه این قشر نیز فارغ از نام و رسم خواننده انتخاب می شود کارهای علیرضا افتخاری در بین علاقه مندان به موسیقی سنتی و کلیه آهنگهای حبیب به عنوان موسیقی پاپ وهتل کالیفرنیا به نمایندگی از موسیقی غربی مشتی از خروار آهنگهای مورد علاقه آنان است

دسته اول دانشجویان مریض احوال

تحلیل این قشر خاص از دانشجویان به دلیل غیر خطی بودن معادلات و شرایط مرزی بعضا نامشخص تقریبا غیر ممکن است ولی با اعمال شرایط خاص می توان به تحلیلی کلی از این گونه دست پیدا کرد .ویژگی عمومی این گروه عناد با علم و دانش به هر شکل ممکن می باشد .افراد این دسته مانند آفتاب پرست توانایی تغییر شکل و پذیرش رنگ محیط را دارا می باشند لذا بحثهای نظری این افراد کاملا فارغ از موضوع بوده و در تناسب خطی با میزان علاقه یا تنفر از طرف مقابل گفتگو دارد به عنوان مثال فردی از این قشر توانایی این را دارد که در یک بحث کاملا جدی با یک دوست از تفکرات کارل پوپر دفاعی بکند که حتی مادر کارل تواناییش را ندارد و در مباحثه ای دیگر با فردی نه چندان دلچسب همان مادر کارل را چنان بگریاند که سرسخت ترین منتقدان او نیز انگشت به دهان بمانند
اینان توانایی خارق العاده ای در اتلاف وقت دارند، تنها ابزار مورد نیاز برای این کار بسته ای سیگار است و دیگر هیچ
دسته دوم دانشجویان آب زیر کاه

این گروه در واقع ترکیبی از دو دسته بالا می باشند .علم و دانش برای آنان قداست آسمانی ندارد (چنان که در افراد گروه سوم دیدیم) ولی عنادی در حد گروه اول نیز ندارند. معمولا درسها را با نمراتی نه چندان خوب ولی در حد قابل قبول پاس می کنند. در واقع ارزش علم برای آنان فقط و فقط تضمین شغل آینده است، به همین دلیل برایشان مهم نیست که در چه رشته ای و یا در چه مقطعی تحصیل می کنند. تخصص اصلی افراد این گروه کشف سر دسته های دو گره دیگر و استفاده از آنان در مواقع لزوم می باشد، به عنوان مثال شخصی از این گونه شبهای بی خاصیت طول ترم را در اتاق افراد گروه اول می گذراند و از تمام مزایای زندگی با آنان مثل سیگار مفت ، تفریح وخنده و حتی مشروب گاه گاهشان بهره مند می شود ولی شبهای سخت امتحانات را با دوستانی از گروه سوم به صبح می رساند و از جزوات تمیز و بی نقص و معلومات کافی آنان متمتع می شود.این افراد بعد از پایان تحصیلات که معمولا با کسب معدل دوازده و هشتاد و سه صدم تا چهارده و شصت و دو دهم (بسته به رشته تحصیلی) می باشد با لقب مهندس خوانده می شوند. کوله بار آنان پر است از خاطرات ریز و درشت که در واقع متعلق به افراد دو گروه دیگر است که بدون رعایت کپی رایت توسط این عزیزان نقل می شود

فارسی راپاس بداریم

صفت تفضیلی را با ذکر مثال توضیح دهید
ج-صفت تفضیلی با افزودن پسوند تر به انتهای صفت ساخته می شود. کاربرد این نوع صفت مقایسه بین دو موصوف می باشد. مثال: بد و بدتر
مثال در جمله: حال و روزم روز به روز بدتر می شود،لحظه به لحظه ناامیدتر می شوم و ساعت به ساعت از سگ دو بی حاصل خسته تر. صاحب خانه ها در یک سال گذشته به اندازده سال حریصتر شده اند و من یک قرن گداتر. امسال با وجود اینکه به پول پیش و اجاره خانه مبلغ هنگفتی اضافه کرده بودم موفق به اجاره خانه در محله ای درپیت آبادتر شدم.خلاصه کلام زندگی تخمی تر از همیشه جاریست
امیدوارم سال بعد مجبور نباشم نحوه ساخت صفت افضل را آموزش دهم

Monday, April 02, 2007

دروغ سیزده

.اگه اخراجی ها فیلم جدید ده نمکی را ندیده اید نیم عمرتان به فنا رفته، نه بار دروغش کمه تمام عمرتان به فنا است

Wednesday, February 21, 2007

یادته اون روز که من می خواستم اسپرسو بخورم تو گفتی خیلی تلخه،کاش می دونستم تلختر از همه اسپرسوهای دنیا خداحافظی اون روزمونه
تمام عاشقانه هام تو یه شب بارونی تابستون اشک شد، تمام شبانه هام خواب نیم بندی شد برای تجدید قوا تا فرداش بتونم برم سر کار. اون شب چشمه اشکم خشکید اما هر چیزی حدی داره.امشب پیاز بهونه خوبیه برای توجیه خیسی چشم.بچه ها شام همه مهمون منین هنوز تصمیم نگرفتم واسه شام چی درست کنم ولی هر چی باشه پیاز رنده شده یه پای ثابتشه
...

Friday, February 02, 2007

ای کاش دکترهایی که گوش آدم رو می شورن می تونستن حرفایی که توی گوش آدم هستند رو هم بشورن. حرفایی که ارزش ورود به مغز آدم رو ندارن و اون قدر حجم دارن که نمیشه از اون یکی گوش بیرونشون کرد. کاش یه نرم افزار گوش کلین آپ هم اختراع شه، دانشمندان و مبتکران عزیز لطفا بشتابید
یادمه اون وقتی که تو خوابگاه زندگی می کردم بعضی وقتا می شد که حال و حوصله هیچ کسی رو نداشتم و مجبور می شدم در اتاق رو قفل کنم.بارها اتفاق افتاد که یکی می اومد در میزد و من جوابش رو نمی دادم ملت هم که خنگ نیستن و می فهمیدن حوصله کسی رو ندارم ولی این رو نمی فهمیدن که اونها هم جزو همون دسته آدمان که الان نمی تونم حضورشون رو تحمل کنم و وقتی می دیدن در رو باز نمی کنم خودشون رو معرفی می کردن و می گفتن فلانی درو باز کن منم
دوستان وهمراهان عزیزم بدانید و آگاه باشید که من چندین برابر تجربه(که اونم درست وحسابی ندارم)، نصیحت تو کوله بارم دارم. توصیه های جورواجوری که دامنه پراکندگیش اون قدر وسیعه که واقعا خنده داره.از لزوم استفاده از بنزین سوپر با برنامه منظم بگیر تا ورود به دستشویی با پای چپ یا راست( درست یادم نمی آد). از خریدن میوه از فلان مغازه تا لزوم استعفا دادن از کارم برای رسیدن به بقیه کارام... به خدا دیگه جا ندارم برای شنیدن حرف آدمایی که خودشون رو بالاتر، با تجربه تر و موفقتر از من میدونن
خلاصه کلام این که لطفا از نصیحت کردن من دست بردارید، حتی شما دوست عزیز، شاید مقدر نیست که من به راه راست هدایت شوم